مسافر غروب
همه جوره ست....
کاش اینجوری از آدماش جدا نبود کاش اون کلاغ غصه ها یه روزی به خونش میرسید کاش از روی شاخه ی زندگیش رها میشد و می پرید کاش مادربزرگ همه قصه هارو از اول برام میگفت کاش دنیا تو چشمای مادربزرگم نمی خفت کاش دنیا خونه ی آدما نبود کاش اینجوری از آدماش جدا نبود
کاش دنیا هنوز بی وفا نبود
نوشته شده در 87/12/24ساعت
توسط عاطفه| |



